طبیبان را ز بالینم برانید

مرا از دست اینان وا رهانید

به گوشم جای این آیات افسوس
به گوشم جای این آیات افسوس

به گوشم جای این آیات افسوس

كاش مي تونستم گريه كنم

كاش مي شد به كسي توضيحي نداد.كاش مدام ازت سوال نمي شد
كه چي؟كه چي؟ ...خسته شدم از اينكه خودم و مدام و همه جا توضيح دادم .سر كلاس جلوي 30 نفر آدم مثل يه احمق پا شم وايسم و بگم ((مي دونيد در واقع اين در خاكستري رو كه مشاهده مي كنيد خود منم )) بدم همه برگردن با چشماشون فشم بدن ...بدم استاد برگرد بگه ((من خود پرتره خواستم ورداشتي عكس در اوردي ،بعدا انتظار نمره نداشته باش ))چقدر دلم مي خواست روش بالا بيارم .
كاش مي تونستم گريه كنم.
به هزارو يك دليل قابل گفتن و نگفتن .
كاش مي تونستم....كاش مي تونستم...

ما را به رندی افسانه كردند

پيران جاهل شيخان گمراه

تو به من خندیدی و نمی دانستی ...

    دخترک خندید و
    پسرک ماتش برد !
    که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
    باغبان از پی او تند دوید
    به خیالش می خواست،
    حرمت باغچه و دختر کم سالش را
    از پسر پس گیرد !
    غضب آلود به او غیظی کرد !
    این وسط من بودم،
    سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
    من که پیغمبر عشقی معصوم،
    بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
    و لب و دندان ِ
    تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
    و به خاک افتادم
    چون رسولی ناکام !
    هر دو را بغض ربود...
    دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
    " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
    پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
    " مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
    سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
    عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
    جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
    همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
    این جدایی به خدا، رابطه با سیب نداشت...


فروغ فرخ زاد

كابوس

ديشب تمام كابوسها و ترسهامو توي خواب ديدم ...خونه قديمي پدربزرگم كه مثل يه قلعه سه طبقه بود با يك عالمه پله  كه دو طرفشون ديوار داشت... ،توي طبقه سومش يه بچه عقب افتاده و يه زن بود،زن برهنه بود با چشمهاي آبي و سينه هايي كه نوكشون سياه بود  ...زن يهو سرم فرياد كشيد  زير پام خالي شد  از طبقه سوم پرت شدم پايين...كوچه هاي تنگ تو در تو پر از تعمير كاراي ماشين با لباساي سياه و چرب كه به زور مي خواستن منو سوار ماشيناي خراب بكنن... توي خواب گريه مي كردم از خواب كه بيدار شدم بازم داشتم خواب مي ديدم .خيلي بد بود خيلي خيلي بد هنوزم حالم بده نگاه اون زن هنوز جلوي چشمامه