انبوهِ چرک‌های داخلی‌ات را

که به هیبتِ هیولایی گوژپشت درآمده
به مفصل‌های بین ساعد و بازوهات که برعکس است
به دست‌هایت که از پشت درهم قفل شده
به دست‌هایت که دست‌رنجی جز گه ندارد
دست رنجی از گه
آیا تابحال مالیده یی ؟
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

امروز تصميم يك فرار بزرگو گرفتم ،بهش مي گم فرار بزرگ كه به خودم بقبولونم اين يه كارم ديگه واقعا بزرگه...وقتي كه مي خواي فرار كني از خودت از همه و مي دوني كه هيچ پناهي نيست مي توني يك نفس راحت بكشي و به تنهايي هات فكر كني و آروم شي.توي فكر فرارت قوته ور مي شي و ديگه به هيچ چيز فكر نمي كني فكرشم نشعت مي كنه...كجا مي خواي بري ؟مي خواي عكاسي بخوني؟  فلسفه ؟ ويزاي كار يا تحصيل ؟... و جواب به همه اين سوالها بله ست ... و بعدشم يه مكس مسخره ...من خوب مي دونم  مي خوام چيكار كنم احمق، اينبار برعكسه دنباله اينكه مي خوام چي بشم نيستم ،دنباله دليلشم و به اندازه كافي دليل دارم ،در حد overdose ،و چه عكاسي بخونم چه كار كنم چه فرانسه برم يا كبك هيچ فرقي نداره فرار فراره و من همون آدمم.

آري آسوده بگيريد

خدايتان خوابيده است

سازهايتان را زمين بگذاريد

اين سازهاي ناكوك نا هماهنگ را

كه از اين همه رقص اجباري

به سرگيجه اي تهوع آور دچار شده ام...

مي خواهم از مني مرگ

نوزادي سركش بيافرينم

چونان شيطان

كه هرگز سجده نكند بر هيچ انساني

آري آسوده بگيريد

خدايتان را با بوسه اي

به خوابي ابدي كشاندم

آري بنوازيد

مي خواهم عريان

در محفل شما فريبنده پوشان برقصم...!

نگار

من ترسم از کتری ست که جوش می آید

و من از ترسهايم سخن می گویم:

از افتادن کلیدی در دوردست

از ساعتی که پشتت به آنست و برعکس می چرخد

دستشویی شکسته

 موی عرق کرده

دستی که میله اتوبوس را سفت می گیرد

سکس مگسها

 پرز زیر گلبرگها

و من ترسم از جای گاز زیر ناخنهایم است که می ترسم.

 The Eve of Destruction", Watercolor by Marilyn Manson

 

فقط پشت ميله‌ها احساس ايمني مي‌كنيم... بردگي خود خواسته ما برابر با آزادي‌مان است.