آري آسوده بگيريد
خدايتان خوابيده است
سازهايتان را زمين بگذاريد
اين سازهاي ناكوك نا هماهنگ را
كه از اين همه رقص اجباري
به سرگيجه اي تهوع آور دچار شده ام...
مي خواهم از مني مرگ
نوزادي سركش بيافرينم
چونان شيطان
كه هرگز سجده نكند بر هيچ انساني
آري آسوده بگيريد
خدايتان را با بوسه اي
به خوابي ابدي كشاندم
آري بنوازيد
مي خواهم عريان
در محفل شما فريبنده پوشان برقصم...!
نگار
+ نوشته شده در شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۶ ق.ظ توسط آساره
|