پس آن هنگام که به هر کسی موهبتی اعطا می شد شمشیرش را روی شانه چپم گذاشت و گفت:(( ما به تو موهبت تهوع را اعطا می کنیم پس از این لحظه به بعد می توانی هر کجا و هر لحظه که خواستی بالا بیاوری)). و از آن به بعد من فقط در توالت استفراغ کردم چون تهوع را ضعف می دانستم. ای گلبولهای سفید خون من چه کم باشید و چه زیاد بدانید که من دوستتان دارم و بعد از این نوشته به سلامتی یتان بالا خواهم آورد همین جا و در همین اتاق.
با احترام نگار