آرام خفته ام در گور
و صداي ضمضمه ها
در گور هم حتي
دست از سرم بر نمي دارند

بوي خاك خلسه آور
و نشعه انسانهاي نشسته بر گورم

دود مي شوم
و آنها از طعم دود متنفرند
ومن
و آرام
وانسانها
وتنفر.

 

(تنها راه تمام کردن چنین شعری
ناگهان ساکت شدن است )