دود مي شوم
آرام خفته ام در گور
و صداي ضمضمه ها
در گور هم حتي
دست از سرم بر نمي دارند
و صداي ضمضمه ها
در گور هم حتي
دست از سرم بر نمي دارند
بوي خاك خلسه آور
و نشعه انسانهاي نشسته بر گورم
دود مي شوم
و آنها از طعم دود متنفرند
ومن
و آرام
وانسانها
وتنفر.
(تنها راه تمام کردن چنین شعری
ناگهان ساکت شدن است )
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۳۴ ق.ظ توسط آساره
|