Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

1

من از اين خانه خسته ام

و حجم خسته گيم را

حتي براي لحظه اي

به ديوارهم تكيه نمي توانم داد

و هيچ كس به ياريم نمي آيد

حتي

خدايي كه در جانماز پنهان شده...

كاش در اين اوهام مي ديدمت

آغوشم را براي هميشه به تو هديه مي دادم

و تو را داماد تنهاييم مي كردم

تا با اولين بوسه آبستن شوم

و نوزادانم را در وسعت خانه رها سازم

كه ديگر هيچ گاه

خانه را تا به اين حد بيگانه، نينگارم.

نگار