شكنجه سفيد
http://artna.org/fa/27416
شكنجه سفيد
(تفسيري برپرفورمنس ((جستار
معني در خاكستر))اثر اميد شلماني)
ساعت 7:30 ،وارد دالاني مي
شوي ،يك سو ديوار آجري زندان قصر يك سو ديواري از شيشه رو به باغ زندان،مي روي و
ته سالن مي نشيني...مدام ساعت...مدام سيگار...
ساعت 8،ميزي كه روي آن ادواتي است شبيه
همان ادوات شكنجه...صندلي هنرمند رو به ديوار آجري زندان ،پشت به مخاطب كار خودش
را مي كند...مخاطب بي اهميت است...و اين در واقع شروع ((دیالکتیک نفی کنندهٔ)) آدورنو
است ...
اسكني نيمه جان از يك دست و نصف صورتش ،گويي در زنداني شيشه اي اسير شده...در حالي
كه خود را به ديوار مي كوبد ،يخ زده است...و حالا آغاز ماجرا ،پرينت اول ساعت
8،پرينت دوم ساعت 8:2،پرينت سوم ساعت 8:4،پرينت چهارم ساعت 8:6...
قاب هاي پي در پي ،اعداد پي در پي ،تكرار ،تكرار،تكرار،تكرار
مدام راه مي روي...دنبال يك نقطه عطفي ...شايد ابژه دوباره در كپي ها نمايان شود.
ساعت 9،ابژه كاملا ناپديد ...قاب تقريبا سفيد و مخاطب يخ زده.
گويي اين ادوات شكنجه ،اين ديوارهاي آجري و شيشه اي زندان كار خودشان را كرده اند
،مخاطب ديگر در تصويرها دنبال چيزي نمي گردد ، به اين تكرار به اين فروپاشي عادت
كرده است.
حاصل كلافگي بود و انديشيدن و ترس...انديشيدن به مرگ ابژه در قاب و ترس از مرگ
هنرمند،هنرمندي يخ زده در اختيار ادواتش...پرينت بگير،كپي كن،پرينت بگير،كپي
كن،كپي كن،كپي كن...
1392/2/28
نگار مسعودي