سکوتی که در آن دوران حکومت می‌کند، در خودفرورفتگی و انزوایی که

ناشی از حکومت سانسور است، نه‌نتها در اوراق انگشت‌شمار مطبوعات

رسمی و در سکوت نویسندگان نمودار است، بیش از همه در بوف کور

خوانده می‌شود، ترس از گزمه، انزوا، گوشه‌نشینی، عدم اعتقاد به

واقعیت‌های فریبنده، به ظاهرسازی‌هایی که به جای واقعیت جا زده

می‌شوند، غم غربت (نوستالژی)، انکار حقایق موجود، قناعت به رؤیاها و

کابوس‌ها، همه از مشخصات طرز فکر مردمی است که زیر سلطهٔ

جاسوس و مفتش (انکیزیتور) و «گپئو» زندگی می‌کنند. وقتی آدم 

می‌ترسدبادوستش، با زنش، با همکارش و با هر کس دیگر درددل کند و

حرف بزند ناچار فقط با سایه خودش می‌تواند حرف بزند. بوف کور گذشته

از ارزش هنری آن یک سند اجتماعی است. سند محکومیت حکومت زور.


جلال آل احمد